نوشته‌هایی با برچسب "گم کردم"

راه گم كردم ! راه گم كردم !

راه گم کردم. راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟. رحمتی بر من کنی واندر پناه آری مرا؟. می‌نهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو کوه. خوف آن ساعت که با روی چو کاه آری مرا. راه باریک است و شب تاریک، پیش خود مگر. با فروغ نور آن روی چوماه آری مرا. رحمتی داری که بر ذرّات عالم تافته‌است. با چنان رحمت عجب گر در گناه آری مرا. شد جهان در چشم من چون چاه تاریک از فزع. چشم آن دارم که بر بالای چاه آری مرا. دفتر کردارم آن ساعت که گویی: باز کن. از خجالت پیش خود در آه آه آری مرا. اسب خیرم لاغر است و خنجر کردار کُند. آن نمی‌ارزم که در قلب سپاه آری مرا. لاف یکتایی ز

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه