نوشته‌هایی با برچسب "ای به دیده ام"

ای روشنای دیده ام ای روشنای دیده ام

ای روشنای دیده ام. ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام. در انتظار مقدَمَت ، دل را به لطفت بسته ام. بازآ دوباره در بَرَم ، شوری فتاده در سرم. باز آ مرا اینجا ببین ، وقت غروب دیگرم. پر می زند هر دم دلم ، مشتاقم از روی کَرم. بخشی منِ دلداده را ، یکدم حضورِ «حاضرم». تو مُنتهای حاجتی ، در عین قدرت رحمتی. شایسته باشد گر کنی ، حاجت روایم ای سخی. ثور و ثریا را بگو ، شمس و قمرها را بگو. اندر زمین و آسمان ، رب رحیـــما را بگــو. جویای اویم هرزمان ، عشقش گرفته درمیان. صبرم دوصد چندان کنم ، کاید به بالینم عیان. چله نشینم بهر تو ، افتاده ام در بند تو. با

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه