شعر شهادت حضرت قاسم (ع). مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی. مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی. زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی. وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت. تنها سواره ی حسن مجتبی شدی. از بس عزیز هستی واز بس که محشری. ابین قنوت زینب کبری دعا شدی. دل ها شکست و غصّه حرم را فرا گرفت. وقتی که از کنار عمویت جدا شدی. بند رکاب حسرت پای تو را کشید. تا راهی میانه ی دشت بلا شدی. دانه به دانه موی عمویت سفید شد. وقتی زمین فتادی و وقتی که تا شدی. در بین معرکه چقدَر نیزه خوردی و. پرپر شدی خلاصه شدی نخ نما شدی. یک نیز ...

شعر شهادت حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام



شهادت حضرت قاسم بن الحسن,شهادت حضرت قاسم

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

 

مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی

 

مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی

زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی

 

وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت

تنها سواره ی حسن مجتبی شدی

 

از بس عزیز هستی واز بس که محشری

ابین قنوت زینب کبری دعا شدی

 

دل ها شکست و غصّه حرم را فرا گرفت

وقتی که از کنار عمویت جدا شدی

 

بند رکاب حسرت پای تو را کشید

تا راهی میانه ی دشت بلا شدی

 

دانه به دانه موی عمویت سفید شد

وقتی زمین فتادی و وقتی که تا شدی

 

در بین معرکه چقدَر نیزه خوردی و

پرپر شدی خلاصه شدی نخ نما شدی

 

یک نیزه دار جسم تو را بر زمین زد و

بر زیر نعل کشته ی بی انتها شدی

 

تشییع پیکرت چقدر دردسر شد و

آخر میان تکّه حصیری تو جا شدی

 

آن خاطرات کوچه دوباره مرور شد

وقتی به زیر پای عدو جابه جا شدی

 

 

منبع:ghasemiyoon.ir

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه